تبليغاتX
چش سفیدی

 

 تحولات روزانه

مجمع عمومی اینترپل، در کنفرانس خود در مراکش با اکثريت دوسوم آراء، با قرار دادن اسامی پنج ايرانی و يک لبنانی در فهرست افراد تحت تعقيب، در ارتباط با حمله تروريستی به مقر یهودیان آرژانتین موسوم به آمیا در سال ۱۹۹۴ موافقت کرد.

 

فضولی های ذهن

1-این قطعنامه توسط یک سازمان بین المللی در زمینه مسائل حقوقی وجرایم بین المللی و با اهداف قضایی صادر شده است نه سیاسی وبه نظر می رسد قطعنامه مزبور محصول یک عملکرد سیاسی نیست  ، همانطور که در ماده 3 اساسنامه اشاره به بی طرفی این سازمان نسبت به مسائل قوی نژادی و مذهبی شده است  همچنین از 146 دولت عضو اینترپل که در مجمع عمومی شرکت داشتند، 78 دولت علیه ایران، چهارده دولت به نفع ایران و 26 دولت رأی ممتنع دادند ومی توان گفت که تعداد قابل ملاحظه ای به این قطعنامه  رای دادند.

 

2- به نظر می رسد اقدامات از این دست با توجه به اصل صلاحیت و شناسایی جهانی عدم مصونیت (immunity)افراد که براساس همین اصل دادگاه های بین المللی کیفری  و دادگاه کیفری بین المللی (ICC)تشکیل شده است نشانگر این است که مسئولیت کیفری افراد دولتی صرفنظر از مقام سیاسی به صورت مجدانه پیگیری می شود و بی کیفری گذشته (impunity )دیگر در حال حاضر کم رنگ تر شده است  

 

3- اقدامات و سیاست ها ی دولت ها از جمله دولت جمهوری اسلامی ایران درآینده عواقب و مسئولیت خود را خواهد داشت و برداشتن گام های عجولانه و بدون تعقل چه بسا در آینده موجب ایجاد عکس العمل جدی تر جامعه جهانی خواهد شد .

+ نوشته شده توسط مهزاد صفاری نیا در یکشنبه 20 آبان1386 و ساعت 8:19 |

تحولات روزانه:

براساس اخبار رسانه ها امام جمعه مشهد سید احمد علم الهدی ابراز داشت : توسعه ورزش بانوان منکر قطعی است و آوردن آنان در معرض دید مردان نامحرم و اعزام آن ها به بازی های خارج کشور خلاف شرع و حرام است

فضولی های ذهن:

۱-آبا با توجه به اینکه گفته می شود اسلام دین جهان شمولی است اگر چنین توصیه ای به همه زنان جهان می شد چه اتفاقی می افتاد و چه آسیب های جسمی روحی واجتماعی بر کودکان و زنان امروز و نسل های آینده می گذاشت ؟

۲- با توجه به اینکه براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همه سیاست ها قوانین و عملکرد ها باید براساس اسلام باشد آیا نباید به اصول دیگر قانون اساسی همچون برابری توجه کرد و تعارضی بین اصول فوق الذکر به وجود نمی آید ؟

۳- با توجه به اشاره اصل امر به معروف و نهی از منکر در قانون اساسی و باتوجه به اینکه تفسیرهای گوناگونی از منکر می شود واین در عملکرد و سیاست های دولت ما متفاوت دیده می شود  چه تفسیر واحدی را می توان در این نوع ابراز نظرات و عملکردها یافت ؟

 

+ نوشته شده توسط مهزاد صفاری نیا در سه شنبه 15 آبان1386 و ساعت 16:53 |
 

 

در سکون شب       تا انتهای فرداها         منم و تمامی رازها

منم و این راز جانکاه سر به مهر               تو یی این سحر جاودانه شگرف

منم ونقش حقیقی و خیال محال             تویی وقانون جذب ودفع بی زوال

منم و واژه واژه سکوت چشمانم              تویی آن  خیره خیره تکرار نگاهت

                                     منم و این راز جانکاه سر به مهر

                                      تا ابد در تلاطم وجود تب دارم

                                                                                                         

                                                                                             

+ نوشته شده توسط مهزاد صفاری نیا در دوشنبه 14 آبان1386 و ساعت 21:19 |

 

 

امروزه تمام حکومت ها به این فهم و درک رسیده اند که اداره برخی امور جامعه از طریق سازوکارهای قانونی میسر نیست از این رو تلاش می کنند تا از طریق تشکل های مختلف به شناخت از اهمیت یک جامعه و نیازهای اعضای آن جامعه دست پیدا کنند که در حکومت های دموکراتیک این وظیفه برعهده احزاب ، سازمان های غیر دولتی و نهاد های مدنی است .یکی از شرایط مهم برقراری دموکراسی و رعایت حقوق بشر احترام به تشکیل و فعالیت احزاب می باشد اما در ایران و در دولت فعلی ما یکی از معروف ترین و در عین حال مهم ترین اظهارات رئیس و کارگزاران سیاسی دولت نهم که از قبل از تبلیغات انتخاباتی تا کنون ، جسته و گریخته ازآنان شنیده شده است تاکید بر عدم حمایت از احزاب سیاسی کشور از منتخب نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ودرنتیجه عدم تعهد و وام داری دولت نهم نسبت به آن بود درعملکرد دولت در 5/2سال اخیرنیز ضمن توجه بسیار کم رنگ به مقوله تحزب و احزاب سیاسی از لزوم تقویت به نهاد های مذهبی و انقلابی همچون روحانیت ، بسیج و نمازهای جمعه وپایگاه های موجود در مساجد به عنوان جایگزینی برای احزاب یاد شد که در هر صورت تقویت آن ها می تواند موجب دموکراتیک تر شدن جامعه شود ولی جایگزینی این نهادها به جای احزاب منطقی نیست و هرکدام جایگاه و تاثیر گذاری خود را دارند .

به نظر من می توان گفت وجود مشکلات اخیر در زمینه تحزب در ایران و به خصوص دولت فعلی را به شاخه های گوناگونی تقسیم کرد :

چالش قانونی

براساس اصل 26 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قانون احزاب مصوب سال 1360 مجلس شورای اسلامی و سایر قوانین و مقررات مبین این واقعیت است که در ایران بعد از پیروزی انقلاب هرچند قوانین و مقررات موضوعه به صراحت در این زمینه سخن نگفته اند ، اما به خوبی مشخص است که نظام حزبی قانونی در کشور ما قوانین موجود نظام چند حزبی را آن هم بدون محدودیت کمی و کیفی به رسمیت شناخته است .براین اساس هیچ گونه محدودیت قانونی به لحاظ تعداد احزاب تشکیل شده درکشور وجود نداشته وحتی به جهت کیفی نیز شرطی برای تداو فعالیت آنها و جود ندارد .

براساس قانون اساسی این گروه ها آزادند مشروط به اینکه اصول استقلال ، آزادی ، وحدت ملی موازین اسلامی واساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند .(اصل 26) همچنین تبصره یک قانون احزاب گروه ها را صرفا موظف کرده است تا مرامنامه ، اساسنامه ، هویت رهبری خود و تغییرات بعدی آن را به اطاع وزارت کشور برسانند وهیچ کجای قانون نیز دریافت پروانه فعالیت از وزارت کشور براساس موافقت کمیسیون ماده 10 قانون احزاب را شرطی برای مجاز به فعالیت بودن قلمداد نکرده است بلکه به نظرمی رسد این امر نهایتا به احزاب شخصیت حقوقی بخشیده وآنان را مجاز به بهره مندی از یرخی امتیازات دولتی کند . از طرف دیگر قانون حتی وزارت کشوررا موظف کرده است تا در صورت ایجاد تاخیر سه ماهه در اعلام نظر کمیسیون ماده 10 در خصوص پرونده گروه متقاضی که نوبت وی فرارسیده است پرونده آن گروه را صادرکند (ماده 13 قانون احزاب)هرچند به نظر می رسد سازوکار پیش گفته و فقدان تعیین حداقلی از شرایط کیفی ، به عنوان شرط رسمیت یافتن احزاب یا حداقل بهره مندی آنان از برخی امتیازات و اختیارت قانونی نظام حزبی کشور را واجد نقاط ضعفی معرفی کند که کارآمدی فرآیند تحزب در کشور و احزاب مولود آن را تهدید می کند و تاز مانی که اصلاحی قانونی به عمل نیامده باشد ، مجریان موظف به رعایت حقوق قانونی وتادیه حقوق مردم در این زمینه هستند . اما دردوران فعلی و براساس قانون احزاب مصوب 1360 عدد مجوز برای احزاب و گروه های جدید در دولت فعلی بسیار کم است و از تعداد انگشتان دست نیز متجاوز نیست .این آمار که در عملکرد دولت نهم موجود نیست از سوی دولت محرمانه اعلام می شود .

چالش سیاسی

در تئوری های حکومت داری بعد از افول کلاسیک ها و دیکتاتوری بحث حکومت مشارکتی مطرح شد اما امروزه حکومت یا مدیریت شراکتی جایگزین مدیریت مشارکتی می شود در این نوع حکومت ، مناسبات را سه گروه دولت ، مردم و نهاد های مدنی تعریف می کنند وهرچه دولت بتواند اشتراک منافع سه گروه را برهم منطبق کند موفق تر است پس در این نوع حکومت (شراکتی) منافع دولت ،مردم و نهادهای مدنی از قبیل احزاب ، گروه ها و NGOها یکی است و اگر دولتی در مقام نفی و یا تضعیف دو راس دیگر برآید قبل از همه خود را سرنگون کرده است و این را نه تنها دولت نهم باید درک کند بلکه تا دولت صدم نیز باید درک شود.

دردیگر کشورهای دموکراتیک و توسعه یافته تشکیل احزاب به مثابه ساختن هرم است قاعده این هرم را توده مردم وراس آن را سردمداران حزب تشکیل می دهند افرادی که به راس می رسند پله پله راه را طی می کنند و در طول زمان خدماتی را ارائه می کنند وهمچنین افراد به راس رسیده هم به صورت خودجوش از بطن مردم برخاسته اند اما در ایران راس هرمی ها هستند که دور هم جمع می شوند و لیست انتخاب می کنند و طرفداران حزب (توده مردم ) باید به آنها رای بدهند .

نظام انتخاباتی ایران نیز به صورتی است که از تشکیل و انتخابات به صورت احزاب گونه جلوگیری می کند .

 

چالش فرهنگی

عدم اعتقاد مردم به احزاب  و فعالیت های گروهی به دلیل عدم اعتماد به مقو له تحزب و عملکرد های نادرست احزاب ایرانی را نیز می توان از جمله چالش های فرهنگی دانست هنگامی که احزاب در ایران اساسنامه و مرام مشخصی ندارند و فقط جلب توجه مردم معیار است دستاورد بهتری را نمی توان تصور کرد و احزاب در زمان های گوناگون شعارهای مختلفی برای مردم می دهند و رای می آورند

امید است در میان احزاب اصالت تفکرو اعتقاد روز به روز بیشتر و درک دولت نیز از برقراری دموکراسی و توسعه بیشتر با حمایت از احزاب بیشتر شود

+ نوشته شده توسط مهزاد صفاری نیا در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 12:7 |

 

 

دردهای من جامه نیستند     تا زتن درآورم    چامه وچکامه نیستند    تا به رشته سخن درآورم

دردهای من نگفتنی است    دردهای من نهفتنی است       دردهای من گرچه مثل دردهای زمانه نیست

درد مردم زمانه است       مردمی که چین پوستینشان   مردمی که رنگ روی آستینان     مردمی که نامهایشان

جلد شناسنامه هایشان درد می کند  انحنای روح من    شانه های خسته غرور من     تکیه گاه بی پناهیم شکسته است                      کتف گریه های بی بهانه ام    بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است  

دردهای پوستی کجا    درد دوستی کجا

+ نوشته شده توسط مهزاد صفاری نیا در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 8:40 |

 

تأملي بر ورزش بانوان در كشور

 

بر خلاف رسانه هاي گروهي كه غرق در ورزش قهرمانان ، كسب مدال ، نشان و برد و باخت ها شده اند و پرداختن به آمد و شد يك مربي و نقل و انتقال يك بازيكن فوتبال مثل نان شب برايشان مهم و حياتي است، اين روزها در لابه لاي اخباري كه به دست مي رسد، خبرهاي دلگرم كننده ديگري هم ديده و شنيده مي شود از فعالیت های زنان ایرانی در عرصه قهرمانی در رشته های مختلف ورزشی تا تهیه اساسنامه فوتبال جمهوری اسلامی ایران که به تصویب هیئت وزیران رسید.

ورزش بانوان در گذشته حالت انحصارى داشت و به دليل شرايط مذهبى خانواده ها، تنها تعداد اندکی از زنان وقت خود را به ورزش اختصاص مى دادند و این در حالی بود که تأمين بهداشت جسم و روان براي زنان که در دوره ها و مراحل مختلف زندگي پر مسئوليت خويش، مراحلي چون بارداري، زايمان و از همه مهم تر، پرورش و تربيت فرزندان را پشت سر مي گذارند، از اهميتي والايي برخوردار است.

نقش و اهمیت ورزش و قوای جسمی بارها در قرآن - کتاب مقدس ما مسلمانان- آورده شده است .در قصص قرآنی و به پیامبری رسیدن حضرت طالوت که مردی کشاورز و فاقد توانایی مالی بالایی بود خداوند در جواب مخالفان فرمودند : "ان الله اصطفیه علیکم وزاده یسطر فی العلم والجسم " خداوند او را بر شما برگزید و علم و قدرت جسمی او را وسعت بخشید .  در احادیث و روایات متعددی نیز به انجام ورزش های گوناگونی از قبیل شنا ،تیراندازی کشتی درصدر اسلام اشاره شده است.

پیامبر عظیم الشان می فرمایند: حق پدرومادربرفرزند آموزش سه چیز است؛ نوشتن ،تیراندازی و شنا - "حق الوالد علی الولد یعلمه الکتابه والسباحه والرمابه وان لایرزقه الاطیبا" - در این حدیث که کلمه ولد آورده شده است هیچ علامت و بینه ای مبنی بر اینکه ولد فرزند پسر است نه دختر،  وجود ندارد و اشاره به فرزند اعم از دختر و پسر دارد . پس می بینیم که در دین اسلام اهمیت و پرورش جسم که پیش شرطی برای ارتقا و پرورش روح است سفارش شده است و برای این پرورش روحی و جسمی تمایزی میان زن و مرد نیست. این در حالی است که در دوران باستان زنان در جوامع کهن و باستاني به شدت از ورزش و حتي تماشاي مراسم ورزشي محروم بودند اما با تلاش های فراوان حضور زنان در میادین ورزشی اجازه داده شد و مسابقات مخصوص به زنان در رشته های مختلف تا به امروز برگزار و در حال تکامل هر چه بهتر است. ورزش زنان در سده اخیر متحول شده و دیدگاه سنتی تغییر یافته و با شکل گیری بازی های المپیک نوین، فرصت های مناسبی برای پرداختن به ورزش های مدرن برای بانوان ایجاد شد و توسعه یافت. در اساسنامه المپیک آورده شده است که باید  اصل عدم تبعیض نژادی، جنسی و مذهبی رعایت شود تا فرصت های برابری برای همه افراد به وجود آید . قاعده بين المللي منع هرگونه تبعیض در مقدمه منشور سازمان ملل متحد و ماده 2 اعلامیه جهانی حقوق بشر و بند 3  ماده 2 میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی نیزدر مورد اصل عدم تبعیض ذکر شده است. همچنین این اصل در ماده 13 کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان با ذکر صریح حق شرکت در فعالیت های تفریحی ورزش ها و تمام زمینه های فرهنگی به طور پر رنگ تری اشاره شده است.                                                                                     

البته درست است که ایران به كنوانسيون رفع هر گونه تبعيض عليه زنان مصوب سازمان ملل متحد در سال 1979نپیوسته است اما عده ای از حقوقدانان معتقدند به دلیل اینکه تا تاريخ دوم مارس 2006 ميلادي يازدهم اسفند 1384 این کنوانسیون  از سوی 184 كشور عضو سازمان ملل متحد پذيرفته شده ( به تصويب رسيده ) است و با وجود اینکه  فقط 8 کشور به کنوانسیون مزبور ملحق نشده اند اما اصول این کنوانسیون به دلیل احترام و رعایت 95 درصد از مردم جهان به صورت یک قاعده حقوق بین الملل درآمده است و برای همه لازم الاجراست از سویی نیزقاعده جهاني رفع هر گونه تبعيض در قانون و در عمل در دنياي امروز يك قاعده جهاني است كه همه دولت هاي عضو ملل متحد موظف به رعایت آن هستند. در اعلامیه جهانی پکن مصوب سال 1995 نیز به توسعه و پیشبرد زنان در تمامی زمینه ها، ارتقا معنوی و پرورش جسمی و روحی اشاره شده است .                               

از صدر اسلام تا دولت دین مدار جمهوری اسلامی ایران، از بازی های المپیک دوران باستان تا بازی های المپیک بانوان، از اسناد بین المللی تا منشور حقوق و تکالیف زنان جمهوری اسلامی همه و همه با یک هدف و شعار برای ارتقاي حقوق انسانی و پرورش روح و جسم انسان بوده است. این ارتقاي روحی و جسمی صرف نظر از هرگونه تبعیض در سیاست هاي دولت ها نیز باید دنبال شود .اساسنامه فوتبال جمهوری اسلامی ایران که با فشار های فیفا مورد تصویب قرار گرفت در یکی از مواد خود اشاره به هر گونه عدم تبعیض دارد و این تائید از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران نشانگر حضور بانوان کشور در ورزشگاه های ایران حتی به عنوان بیننده مسابقه می باشد اما رعایت این اصل حقوق بشری و قانونی توسط دولت یکی از مباحثی است که در آینده مشخص می شود .

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهزاد صفاری نیا در سه شنبه 8 آبان1386 و ساعت 14:9 |


Powered By
BLOGFA.COM